تبليغاتX
زیر چنار دالبتی -
کتاب شعر امروز گناباد - به کوشش باران گنابادی

 

 

 

حميد زماني

 

به سمت زبان مي روم

مبهوت حقيقت مي شوم

كه جهان خانه دوم توست

خانه تو، اين متن است

دوست فقط كلمه اي از كلمات است

آرامش صورتي از همهمه است

اگر بنويسم

مي توانم دريا داشته باشم

مي توانم تجسم روشني

باشم

فقط در زبان

اگر بنويسي

كلامت

رخنه‌اي ‌است در زبان

 

 

 

 

 

حميد زماني

 

زني و مردي

       كالسكه اي و كودكي

اسباب خوشبختي كامل است

مي توانيم عكسي بگيريم

و براي يك دوست پست كنيم

مي توانيم

              لبخند بزنيم

تا خوشبخت تر باشيم

                 مسخره نيست

اگر كالسكه اي نبود

دستمان به كجا بند مي شد

يا اگر كودكي نبود

 كالسكه چه معنايي داشت

يا اگر هيچكدام بود

به كجا آويخته بوديم؟

با اين همه تاريك نيستيم

گاه مي توانيم

               زير نئون ها

كه نور مهتابي دارند قدم بزنيم

و ماه را بچرخانيم

تمام ستاره ها در يك مشت ما جاي مي گيرند

ما هيچگاه تاريك نبوده ايم

نوشته شده توسط باران گنابادي در ساعت 14:44 | لینک  |