یکشنبه بیستم مرداد 1387
محمد مهدويان (ماهيدشتي)
اوج آرزو
اي يار سفر كرده هوايت كردم
امشب سر سجاده دعايت كردم
در كوه و بيابان به سراغت رفتم
مجنون تو گرديده صدايت كردم
با باد صبا حال خودم را گفتم
گستاخ شدم . قصد ثنايت كردم
سر گشته اگر بود دو صد چندان شد
وقتي كه از او پرسش جايت كردم
قدري زگل روي تو گفتم با گل
قرمز رخ گل را ز حيات كردم
تا نور تو تابد به جهان يا مهدي (عج)
دل را به خدا نظر صفايت كردم
امشب كه چنين حال نوشتن دارم
درمان دل خود را زدوايت كردم
غير از تو كه اوج ارزويم هستي
هر خواسته اي بود فدايت كردم
محمد مهدويان (ماهيدشتي)
عشق اهورايي
تورا من در زلال اشك هايم غسل خواهم داد
و در درياي سينه پرورش خواهم داد
همچون گهر
-اي درد رويايي
نوشته شده توسط باران گنابادي در ساعت 14:38 | لینک
|
