یکشنبه بیستم مرداد 1387
علي اميري (باران گنابادي)
نه آسمان،
نه دريا،
آبي لحظه هايم نمي شوند
آبي لحظه هايم، دستان شرور توست
كه ايران ديگر برايم زيبا نيست،
اندكي برايم لوركا بخوان
و مثلث برمودا باش
باش
كه خاطرات آت آبِ ليمو مي ريزد
در گودي چشمان اَم،
مي خواهم
در يكي از شب هاي آرام سپتامبر
عاشقانه اي به تو هديه دهم
كه بوي آن فضا را عطراگين كرده است،
چه روزها كه درعكس اَت لَميده بودم
عكس اَت دود شد، اَره شد
و من مانند نخ سيگاري بي نفس سوختم
در عكس اَت لميده بودم
كنايه از
چهره ي فرشته اَت بود
كه سند مالكيتي نخواست
نه آسمان
نه دريا
نوشته شده توسط باران گنابادي در ساعت 14:15 | لینک
|