یکشنبه بیستم مرداد 1387
عليرضا جهانشاهي
سلام اي هزاران مرا روسياهي
خداحافظ اي گرية گاهگاهي
چه بي وقفه ديوانه ام تا بميرم
خوشا مستي رندي و كج كلاهي
مرا مرحبا بر سردار بودن
اناالحق، اناالحق الهي، الهي
به جز ميگساري گناهي ندارم
ندارم بجز ميگساري گناهي
هواي سفر در سر افتاده اي دل
سرم را مپيچان از اين سر به راهي
بگو تلخي از ما و شيريني از ما
به زيتون و انجير اينك گواهي
نوشته شده توسط باران گنابادي در ساعت 14:56 | لینک
|
