تبليغاتX
زیر چنار دالبتی
کتاب شعر امروز گناباد - به کوشش باران گنابادی

 

 

مرتضي خدادادي

 

 

 

 

 

تيك

تاك

چشمانت ساعتي بود

كه  پلك هايش تيك تاك مي داد

                               زمان جدايي را

 

آذر۸۶

نوشته شده توسط باران گنابادي در ساعت 23:49 | لینک  | 

 

 

 

 

حميد خصلتي

 

قاف عشق

 

 

مدهوش گشته آينه ها از نديدنت

در حيرتم ز روز گواراي ديدنت

بوي تو مي برد ز كف عاشقان قرار

تا چيست حال دل به سحرگاه چيدنت

جان و نهان نهاده به راه تو چشم را

مانده ست شمع غيبت و يك دم دميدنت

در كوچه هاي شهر تمام پرنده ها

جان ميدهند در تب و تاب رسيدنت

اي قاف عشق از گذر ما عبور كن

دل بسته ايم ما به  شراب دميدنت

نوشته شده توسط باران گنابادي در ساعت 23:47 | لینک  | 

هادي حيدري

 

 

مي خواهم بنويسم

بر زير كمان برگ رنگين

آه ققنوس پير را كه بيدار مي كند پهنه پندار را

شعله اي مي خواهم

شبيه آه

و فردايي كه باشد نشاني

تا به شفق بپيمايم

و صدايي كه هيچكس نمي خواهد بداند

حتي كلاغي

بر اين ويران خرابات

نوشته شده توسط باران گنابادي در ساعت 23:45 | لینک  | 

هادي حيدري

 

 

 

يادِ

      تو

 خاطره ما

و من در بستر زمان گرمايِ تو

رحله ي آهنگ درخت عاشقي را

مي شنوم

روزي كه نبود صحبت خود در ميان

اي روح تو

جاودان


نوشته شده توسط باران گنابادي در ساعت 23:45 | لینک  |